نفرین ابدی بر خواننده این برگها

کلمــه ی رگتــایم نـــام نـــوعی موسیقی است که از ترانه های بـــردگان سیـــاه پوســـت جنوب آمـریکا سرچشــمه گرفته است و در آغــاز قــرن در آمـریکا بسیار رایـــج بــود، «رگ» بــه مــعنای ژنــده و پـاره و گسـیخته است و «تایم» به معــنای وزن و ضربان موسیقی. نویـسنده نام رگتایم را به عنوان روح زمانه ای توصیف می کند که بر رمان خود گذاشته اسـت، و نیز شاید می خواهد کیــفیت پرضربان، گسـسته، و درد آلود داستانی را که درباره ی آن زمان پرداختـه اسـت به ما گوشزد کند. در هر حال عنوانی اســت کـه متاســفانه ترجــمه شــدنی نیســت.
«نجـف دریابندری در مقـــدمه ی رگــــتایم نوشــــته ی ای. ال. دکتروف»

پیوندهای روزانه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آقای جیم می گوید» ثبت شده است

سال گذشته موقع اینستاگرام گردی، صفحه یک دختر نوجوان انگلیسی کتاب خوان را دیدم که نوشته بود امسال باید 80 عدد کتاب بخواند، تا قبل از آن هیچ وقت کتاب هایی که می خواندم را شمارش نمی کردم، بعد پیش خودم فکر کردم من امسال چند تایی کتاب خوانده ام؟ و هر سال چقدر کتاب می خوانم؟ به عددی مثل 50 رسیدم، خیلی کمتر از آن چیزی بود که همیشه فکر می کردم، برای همین بعدش تصمیم گرفتم که کتاب ها را هم بشمارم، پارسال خودم را به عدد 57 رساندم، برای امسال هدفم را روی 60 کتاب گذاشته ام، یعنی ماهی 5 کتاب، حساب کرده ام اگر سالی 60 کتاب بخوانم و متوسط عمر مفید آدمی 60 سال باشد در مجموع می شود 3600 کتاب، که عدد خیلی کوچکیست، یک جورهایی فاصله ی زیاد بین جهل و نادانی ام با چیزهایی که می توانم از کتاب ها یاد بگیرم آن قدر زیاد هست که وحشت می کنم، مثل یک عدد کسری که صورتش چهار رقمیست و مخرجش آنقدر بزرگ که هنگام تقسیم صورت به مخرج به عدد خیلی خیلی خیلی نزدیک به صفر می رسیم.


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۴
آقای جیم

زمزمه های شبانه با انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین... نجواهای سر سجاده ی نماز به وقت سجده از اسمه دواء... لا یمکن الفرار من حکومتک... تسلیم شده... فرار نمی کند... از تو کجا گریزد آخر؟... فنادی فی الظلمات تو را... نه مقام ایستادن، نه گریزگاه دارد... پناه می خواهد... الهی و ربی من لی غیرک اساله کشف ضری و النظر فی امری... ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه می برد... من اسماعلیم پدر، قربانی ام کن... ما لا طاقه لنایی ندارد اما... حسین در عرفه صدایت می کند... لا تعرض عنی قد اقبلت الیک... خواسش نیست، در فکر و خیال غرق می شود... ارحم، بهش رحم کن...پس چگونه چشم پوشی از کرمت را تاب بیاورد؟... شب شد لالا کن!... اشک، آه، دلتنگی... مولای یا مولای خواندن برایت به ضجه... و هل یرحم السائل الا المعطی به استیصال... هاجر، هفت بار سعی می کند... یافتن تو نه به سعی، اما پس از سعی... مناجات های علی ابن ابی طالب در مسجد کوفه... سجاده نشین باوقاری بودم، بازیچه ی کودکان کویم کردی... ضاقت الارض علیه شده است... هذیان های تب دار آقای جیم... حال خرابش، خوب نمی شود...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۹:۱۶
آقای جیم