نفرین ابدی بر خواننده این برگها

کلمــه ی رگتــایم نـــام نـــوعی موسیقی است که از ترانه های بـــردگان سیـــاه پوســـت جنوب آمـریکا سرچشــمه گرفته است و در آغــاز قــرن در آمـریکا بسیار رایـــج بــود، «رگ» بــه مــعنای ژنــده و پـاره و گسـیخته است و «تایم» به معــنای وزن و ضربان موسیقی. نویـسنده نام رگتایم را به عنوان روح زمانه ای توصیف می کند که بر رمان خود گذاشته اسـت، و نیز شاید می خواهد کیــفیت پرضربان، گسـسته، و درد آلود داستانی را که درباره ی آن زمان پرداختـه اسـت به ما گوشزد کند. در هر حال عنوانی اســت کـه متاســفانه ترجــمه شــدنی نیســت.
«نجـف دریابندری در مقـــدمه ی رگــــتایم نوشــــته ی ای. ال. دکتروف»

پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ نشر نو» ثبت شده است

 «گیلگمیش، اسطوره ی سومری های باستان. قهرمان این اسطوره قدرتمندترین و تواناترین مرد دنیا، شاه گیلگمیش فرمانروای اوروک است که می توانست همه را در نبرد شکست دهد. روزی انکیدو بهترین دوست گیلگمیش، درگذشت. گیلگمیش روزها و روزها در کنار پیکر دوستش نشست و او را نظاره کرد، تا این که دید کرمی از سوراخ بینی او به بیرون خزید. گیلگمیش در آن لحظه دچار وحشت شدیدی شد و عزم کرد که هرگز نمیرد. بنابراین به جستجوی راهی پرداخت که به مرگ غلبه کند. سفری به انتهای جهان کرد، شیرها را کشت، با مردان عقرب شکل درافتاد و راه خود را به جهان اموات باز کرد. در آن جا غول های سنگی اورشانابی و قایقران رود مرگ را در هم شکست و اوتنپیشتیم، آخرین بازمانده ی طوفان نخستین را پیدا کرد. ولی در جستجوی خود به جایی نرسید و با دست خالی، و مثل گذشته موجودی فانی، به خانه بازگشت، اما اکنون به معرفت جدیدی دست یافته بود. آموخته بود که وقتی خدایان انسان را آفریدند، مرگ را سرنوشت حتمی او قرار دادند و انسان ها باید زندگی در کنار مرگ را بیاموزند.»

انسان خردمند، تاریخ مختصر بشر، نوشته ی یووال نوح هراری، ترجمه ی نیک گرگین، انتشارات فرهنگ نشر نو، صفحه ی 371


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۷ ، ۱۶:۵۰
آقای جیم

«اما میان این دلیل و این حقیقت که حضورش را هرگز اعلام نخواهد کرد، شکافی وجود داشت به مراتب گسترده تر از فاصله ای که او را از روشنایی آتش جدا می کرد. همیشه، وقتی می خواست خودش را برای خودش توجیه کند شکافی باقی می ماند، یک حفره، ظلمتی که درک او در برابرش متوقف می ماند و پر کردن آن با کلمات بی فایده بود. کلمات تمام می شدند و شکاف باقی می ماند. داستان او همیشه حفره ای داشت: داستانی اشتباه، داستانی همیشه اشتباه.»

 

زندگی و زمانه مایکل ک، نوشته ی جی. ام. کوتسیا، ترجمه ی مینو مشیری، انتشارات فرهنگ نشر نو، صفحه 133


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۹
آقای جیم

سارتر جستاری نوشت با عنوان «ادبیات چیست؟» ادبیات به زعم شما چیست؟

این سوال جواب های متعددی دارد. کوتاه ترین آنها این است که ادبیات بهترین راه گفتن حقیقت است؛ فرایند تولید دروغ های بزرگ، زیبا، و به سامان است که از هر مجموعه واقعیتی بیشتر حقیقت می گوید. از این که بگذریم، ادبیات بسیاری چیزهاست، از قبیل لذت بردن از زبان و بازی کردن با زبان، و نیز شیوه صمیمانه شگفتی برای برقراری ارتباط با مردمی که آنها را هیچ گاه نخواهی دید. در ضمن، نویسنده بودن نوعی حس همانند تاریخی به شخص می دهد، که من در مقام یک فرد عادی اجتماع، که در بریتانیای اوایل قرن بیست و یکم به سر می برد، بسیار کم احساس می کنم. برای مثال، من پیوند خاصی با دنیای ملکه ویکتوریا، یا با شرکت کنندگان در جنگ داخلی انگلستان یا جنگ های گل ها در خود نمی بینم، اما با نویسندگان و هنرمندان مختلف آن دوران ها و آن رویدادها پیوند بسیار نزدیک دارم.

درک یک پایان، نوشته جولین بارنز، ترجمه حسن کامشاد، نشر نو، مصاحبه با شمسی عصار، صفحه 175

*تونی وبستر اول داستان می گوید: «آنچه در حافظه می ماند همیشه آن چیزی نیست که شاهدش بوده ایم.» به شکل بی رحمانه ای هم درست می گوید، در ادامه وقتی ماجرای تونی و رابطه ی از بین رفته ی او را با ورونیکا و دوست دوران دبیرستانش ایدرئین را می خوانیم، تازه متوجه می شویم که تاریخ را فاتحان نمی نویسند بلکه تاریخ بیشتر خاطره بازماندگان است که اغلبشان نه فاتح اند و نه مغلوب.

درک یک پایان، شاهکار هست و به گمانم یکی از بهترین رمان هایی ست که امسال خوانده ام. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۸
آقای جیم