نفرین ابدی بر خواننده این برگها

کلمــه ی رگتــایم نـــام نـــوعی موسیقی است که از ترانه های بـــردگان سیـــاه پوســـت جنوب آمـریکا سرچشــمه گرفته است و در آغــاز قــرن در آمـریکا بسیار رایـــج بــود، «رگ» بــه مــعنای ژنــده و پـاره و گسـیخته است و «تایم» به معــنای وزن و ضربان موسیقی. نویـسنده نام رگتایم را به عنوان روح زمانه ای توصیف می کند که بر رمان خود گذاشته اسـت، و نیز شاید می خواهد کیــفیت پرضربان، گسـسته، و درد آلود داستانی را که درباره ی آن زمان پرداختـه اسـت به ما گوشزد کند. در هر حال عنوانی اســت کـه متاســفانه ترجــمه شــدنی نیســت.
«نجـف دریابندری در مقـــدمه ی رگــــتایم نوشــــته ی ای. ال. دکتروف»

پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آقای جیم و بانو» ثبت شده است

قبل از واقعه:

از چند ماه پیش تر زندگی مشترک آقای جیم و بانو بعد از مشخص شدن تومور مغزی بانو وارد مرحله ی جدیدی شد. آزمایشها و ام آر آی های مختلفی انجام شدند تا رسید به اینجا که تومور خوش خیم هست و در حال رشد  باید هر چه زودتر عمل شود... حال من در این چند وقت؟شناور در بهت و گیجی و اندوه و بیهودگی. ورد زبانم؟ با چیزی که طاقتش را ندارم به امتحانم نکِش/نکٌش.

خدا به موسی می گوید با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده باشی، با زبان دیگران... و من به این دعای دیگران در زندگی ام اعتقاد زیادی دارم، برای همین می خواهم برایم/برایمان دعا کنید... تا این مرحله ی سخت و حساس هر چه زودتر تمام بشود... لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم...

 

حین واقعه:

نشسته ام روبروی آینه و دارم موهایم را از ته می زنم، «عشق می گوید به گوشم پست پست/صید بودن خوش تر از صیادی است»

 

بعد از واقعه:

برایت کتاب می خوانم، آرام و آرام، انگاری که زمان متوقف شده باشد در لحظه: «من از پناه پشته های مرگ باز می آیم و اکنون برمی آیم با تو به روی زندگی، به وجد و اشتیاق. من مرگ را با تو پشت سر می گذارم و باز متولد می شوم. وه که چه خوش آمدی و چه به هنگام و گاه. من تو را لمس نمی کنم، من تو را زیارت می کنم. تو بوی بهشت با خود داری.»

تو برایم زمزمه می کنی از زمان بیهوشی ات، می گویی «می دیدم که دارم در قطاره ی علی ابن ابی طالب بازی می کنم چونان کودکان، آب بازی می کنم در کنار یاسین و حسون...» و من گریه می کنم از شوق کلماتی که نام علی ابن ابی طالب را دارند...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۸
آقای جیم

از بهترین لحظات زندگی آقای جیم، یکیش همین قیلوله های بعد از ناهارهای ظهرهای جمعه است، در حالی که عطر موهای بانو نقطه به نقطه ی تخت پخش شده، و ما ادراک مست شدن از این عطر و آرامش را؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۲۳
آقای جیم

از خوشبختی ها یکیش همین که جایی هست که می توانی جیم بزنی و بروی آنجا، یا اینکه سرزمینی وجود دارد از کلمات که می توانی با اسم آقای جیم بهشان روح ببخشی و ثبتشان کنی و یا می توانی کلمات را عقیم کنی و بسپاری شان به عدم. اینجا خانه ی نمی دانم چندم من هست برای نوشتن، برای پناه بردن به اندوه کلمات. دیگر خبری از آهنگ سوگواری «ساری گلین» نیست، و تصویر مردی به همراه کتابی که در پس زمینه به انتظار زنی نشسته که دارد می آید. اینجا من هستم یعنی آقای جیم و بانو و سوم شخص جمع.


۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۱۸
آقای جیم